عمر ما میگذرد
همچو طوفان که ز یک جنگل سرد
با دو صد ناله و آه
می رود پیش
که پـــایـــان یابد.
عمر ما میگذرد
در فراموشی و وَهم
در خوشی و ماتم، نا امیدی و امید
و چه حاصل که ندارد ما را
ذرّه ای عبرت و پند.
باد چون می وزد ،
آرام و چه تند
حامل رحمت و امیـــد بـــوَد
حـــال شــاید در راه
شاخه ای هم شکند
یا که یک سیلی هـــــم
بر رُخ ما بزنـــد
که ملالی نبــُــوَد...
