میان آبهای گرم جنوب
به تاراج رفته این دل سرد من
و چه سازم که راه بازگشت
مسیری بس نا مهربان است
در این اندیشه ام
که آیا فرجی خواهد شد
که زندگی را با عزیزانم
دوباره آغاز کنم؟
و این دل سرد عاشق را
به گرمای حیات بخش زندگی
باری دگر احیا سازم؟
مینویسم تا شاید
از میان نوشته هایم حرفی تازه بیابم
که مرا امیدی دوباره
و زندگی ام را حیاتی نو ببخشد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 16:0  توسط افشين
|
