تبليغاتX
عصاره جوانی - آغازی دوباره

عصاره جوانی

@ چونکه عشقت نشود یار , غریبی به جهان @

میان آبهای گرم جنوب

به تاراج رفته این دل سرد من

و چه سازم که راه بازگشت

مسیری بس نا مهربان است

در این اندیشه ام

که آیا فرجی خواهد شد

که زندگی را با عزیزانم

دوباره آغاز کنم؟

و این دل سرد عاشق را

به گرمای حیات بخش زندگی

باری دگر احیا سازم؟

مینویسم تا شاید

از میان نوشته هایم حرفی تازه بیابم

که مرا امیدی دوباره

و زندگی ام را حیاتی نو ببخشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 16:0  توسط افشين  |